تبليغاتX

آگهي انجمن بهترين وبلاگ

افزايش امتياز وبلاگ

جايزه ويژه : تبديل وبلاگ به سايت وبلاگ

Sponsered By:

قالب کد وبلاگ قالب وبلاگ



X.O.x.o * u khow u love me* AniiiiitA


X.O.x.o * u khow u love me* AniiiiitA

ثروت مهمتره یا علم ؟ خوب معلومه خره فقط و فقط ثروت *

نرم افزاري سرگرم كننده با حجمي بسيار كم 300 كيلو بايت

مجموعه اي شامل :اس ام اس ، طنز ، پزشكي ،دانستني ، بيوگرافي ، فال ، روانشناسي،كامپيوتر و اينترنت وشعر

نظراتتون رو درباره برنامه توي همين پست قرار بدين.مستقيما به دست برنامه نويس ميرسه .

دانلود

تاريخ چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390سـاعت 4 PM کي از شيطونـــي نوشته؟ انیتا| |

اووووووووووووووووووووه الان ازون موقه هاس که دلم میخاد جد اباد همه رو جلو چششون بیارم (چیه ؟ چرا چپ چپ نگا میکنی ؟) امروز احمقانه ترین روز زندگیم بود شایدم باید از کلمه ی ازار دهنده به جای اون استفاده کنم (یا ..........) حالا هر چی بزارین از صبح واستون بگم

 

انا ......... اناهیت ..... اناهیتا جون ...... عزیزم پاشو ....انا پاشدی؟......انا چ قد میخوابی ......انا نمیخوا بلند شی ؟!!!!!!

چیه مهشید (مامیمو به اسمش صدا میزنم ایش ایش ) ؟      

پا شو برو تو اتاقه من بخواب نه اینجا                        

ما هم هلک هلک انگار جنازه ها با 1 چشم بسته و 1 چشم باز در حالی که به درودیوار میخوردیم رفتیم اونجا تمرگیدیم اقا 1 ساعت نکشید دوباره

انایی ....انا پاشو بسه چ قد میخوابی؟ (......) هیچی نگفتیم اومدیم بخوابیم 2 باره  صدای اهنگ خانوم ماریا کری بلند شد (........) انگار اسکلا پاشدیم رفتیم درس بخونیم (درس خونیم دیگه چ میشه کرد )

مامی صدارو یواش کن ........ مااااااااااااااااااااااااااامان 

مگه میشنید ولی؟ اصلا پاشدم درو بستم اومدم مثلا خیر سرم درسمو مرور کنم (تو که هنوز چپ چپ نگا میکنی)تلفنم زنگ زد صدای داد و بیداد و جیغ و داد .... اصغر اقو اصغر مرتیکه ی کلاه بردار جواب بده ... اوی اصغر (چ لهجه ای هم داشت ماشالا ) اقا بفرمایید اشتباه گرفتید .. دروغ نگو فک کردی دست از سرت برمیدارم (چ قدم که صدای من شبیه اصغر اقو ی اوشون بود واقعا)منم دیگه عصبانی شدم (نه ک تاحالا نبودی ) هرچی از دهنم اومد بارش کردم و ......

 انا پاشو بیا واسه ناهار

 اووووووووومدم

بعد ناهار رفتم یخورده بازی کنم حوصلم نسره یه وقت (بازی کامپیوتری ...بچه 2 ساله ک نیسم که ) عصر شد خوابم گرفته بود بد رقم که مادر عزیزم (بسیار عزیزم ) دستور فرمودن بریم بیرون بعدم اومد از تخت کشیدنم بیرون لباس پوشیدم بریم اقا موهامم فشن زدم (*خفن*جون تو!) خوشال خوشال که چ قد من خوشگلم(اعتماد به نفسو داشتی الان ) زدیم بیرون حالا از شانس ما هیچ وقت هوا اینطوری نبودا امروز اسمون هی موهای بیچاره ی ما رو فوت میکرد  اصن نشد یه پسری از کنارم رد بشه مزاح نفرمایند . حالا اینجاشو- خوششانسیمون گل کرد از کنار ماهی فروشی مورد علاقه مامی جون رد شدیم

انا .. من میخوام ماهی بگیرم

ماهی کجا بود ما می بیخیال این موقه شب

نه عزیزم ماهی فلانه و ........

(تو اون لحظه قیافه من دیدنی بود مخلوطی از پت و مت)

اقا اومدیم ماهی انتخاب کنیم ظرف اب ماهی اقاهه برگشت رومون (سر تا پا شدیم موش اب کشیده ی ..ماهی ای ؟!) حالا تو اون وضعیت اومدیم رویه صندلی بشینیم 1 پیرمرد و پیر زن کنارمون نشسته بودن زن دستشو گذاشته بود رو پای مرده .. (استغفرالاه) مرده هم که ماشالا تا پیر زنه روشو برمیگردوند هی به من چشمک میزد فقط میخواستم ............(خونسردیتو حفظ کن عزیزم  ) تو راه برگشتم که ماشالا ماشالا تاکسیا و وماشینا واسمون صف کشیده بودن نگو و نپرس خیس خیس با بوی ماهی به سمت خانه     

(اعتماد به نفسو )           

         

مامانی جون باورت میشه رسیددددددددددددیم خوووونه

 

هووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

و خلاصه این بود خاطره ی امروز ما             

انا یاداوری میکنه : الان تازه از حموم اومدم 

انا فکر میکنه : هنووووز بوی ماهی میدم ماااااااااااااااماااااان!!

انا با عصبانیت میگه :

چیه تو که هنوز چپ چپ نگا میکنی نظر ندی ........
تاريخ پنجشنبه بیستم مرداد 1390سـاعت 11 PM کي از شيطونـــي نوشته؟ ANAhitta *| |

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

دوسیای جون جووووووووووونیم

دلم واااستون تنگیده بووووووووووووووووووووووووووود (تعارف اب حمومی)

ازو نجاییکه این جمله های پـَـَـ نــه پـَـَــ _ 2 (طنز) خیلی مورد توجه واقع شد (خیلی ) حالا مجموعه ی ۳ شم واستون گذاشتم (یوهو به افتخارم )نخونید واقعا از دسش دادین این یکی بمب خندس

 

در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه.

تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه داری تعمیرش میکنی ؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ دارم با مخزن روغن درددل می کنم.

کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم، بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام.

داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم.

سر جلسه کنکور گزارشگر اومده بالا سر بچه میگه اومدی کنکور بدی؟
 پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم چه خبره اینجا شلوغه!


ادامه ي عاشقانه ها
تاريخ سه شنبه هجدهم مرداد 1390سـاعت 1 PM کي از شيطونـــي نوشته؟ ANAhitta *| |

این هم یه جور فشنه دیگه!! البته با اینکه به نظر من خوشگل نمیاد این مدل موها!!‌اما انصافا کار زیاد شده روشون...

 

X.O.x.o * u khow u love me* AniiiiitA

تاريخ شنبه پانزدهم مرداد 1390سـاعت 2 PM کي از شيطونـــي نوشته؟ ANAhitta *| |

سلاااااااااااااااام به دووسیااااااااااای گلم نایت اسکین

۱ خبر خووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووشنایت اسکین

من برگشتم هوووووووووووورا هووووووووووووورا

نایت اسکین

نایت اسکین

 

و با سری دووووووووووووووم طنز خیلی باحال هر کی نخونه (+نظر ) دیگه جزو دوسیای من نییییییییییییییس

در ضمن کتک میخوووووره (بزنم؟بزنم؟)نایت اسکین

نرین ادامه ی مطلب ...........()!

 

به دوستم میگم دارم واسه چند روز میرم آبادان. میگه واسه کار داری میری؟
 یه دماسنج خریدم دارم میرم تو دمای بالای 50 درجه تستش کنم

رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟!!!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ سه راه آذری، دربست

نصفه شب یکی از بالا درمون پرید تو حیاط داداشم گفت علی دزده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ "زوروِ " داره از دست گروهبان گارسیا در میره

پسره اومده خواستگاریم میگم من الان می خوام درس بخونم می گه یعنی چند سال دیگه می خوای ازدواج کنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ 10 دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه

 


ادامه ي عاشقانه ها
تاريخ سه شنبه یازدهم مرداد 1390سـاعت 2 PM کي از شيطونـــي نوشته؟ ANAhitta *| |

سلااااااااااااام

دوس جونیااااااااااا

اخه شما ها چرا بدون اینکه بخونین الکی نظر میدین من اینروووووووووووووووووووووووووووووووزا سرم شلوووووغه دیگه اپ نمیکنم گفته بوووووودم که وووووقتی برگشتم جواب کامنتاتونو میدم

X.O.x.o * u khow u love me babe*anit@**

تاريخ دوشنبه دهم مرداد 1390سـاعت 9 PM کي از شيطونـــي نوشته؟ ANAhitta *| |

سلااااااااااااااااااااااااااااام به اجی ها و داداشی هااااااااااااااااااااااااااااااااای بسیار بسیا بسیار  خوشگل ناناز محترم گرامی جذاب و س ....(تو ک 2 باره یادت رفت شیونات اسلامی رو رعایت کنی !!) و و و

امیدوارم همتون اوکی باشید من ک نیستم (چرا؟)خوب چونکه من همیشه از تابستونا متنفر بووودم فقط و فقط فصل مدرسه ها ( نه اینکه من خیلی درس خونم اصلا درس نخونم خوابم نمیبره جون تو) اخه هیچوقت بهم خوش نمیگذره خیلی خسته کنندس باز وقتی میری مدرسه تنوع هست ولی الان اصلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ااا

دیروز رفتم بیرون همون فیلم کره ایه هست تویه فارسی 1 میزاره اسمش هر چ بادا بادا ست گرفتم الانم تمومش کردم خیلی خیلی خداییش مزخرف بوووووود اخرش بی سر و ته تموم شد نگاه نکینین تو ذوقتون میخوره  خواستین واستون توضیح بدم چی میشه تو نظرات بگین میام !(اخه شما ک میدونین من چ قد مشکل گشام)

حالا غرض از اپ کردنم این بودش که یادم ب یکی از خاطره های با مزه ی بچگیم افتااااااد بگم بخندیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میگم                                   

کلاس دوم دبستان بودم ( وای چی قد جیگیلی بودم عزیزم ) اون موقع من با همه فرق داشتم از لحاظ هوش (اهم.. ) در واقع یه وقتاییم خیلی جوگیر ( البته فقط یه وقتایی)  خلاصه یک بار بردنمون از طرف مدرسه سینما فیلم ایرانی ماهم خوشال خوشال که الان ما بزرگ شدیم داریم میریم فیلم ببینیم نه کارتون( وقتی یادم میفته کلی خندم میگیره ) اقا خلاصه ما رفتیم وسط راه گفتن میبرنمون تاتر به جای سینما اقا دیوه و حسنی خلاصه گند زد به حالمون با عصبانیت رفتیم کم کم دیدم همه خوششون اومده و شکایتیم نداره حسابی عصبانی شدم ( با چشای قلمبه و دماغ قرمز ) وقتی رفتم خونه تصمیم گرفتم انتقام بگیرم ( اهنگ بالاتر از خطر ) پس با چشم گریون رفتم به بابام گفتم بابایی  جوونم (با لحن لوس


ادامه ي عاشقانه ها
تاريخ دوشنبه سوم مرداد 1390سـاعت 10 PM کي از شيطونـــي نوشته؟ ANAhitta *| |

برابچ حتما برین ادامه مطلب خیلی باحاله

به مامانم ميگم من ميرم کارواش،
ميگه ماشينم ميبري؟
ميگم پ نه پ دارم ميرم اونجا دوش بگيرم ...


به دوستم میگم گرفتنم بردن پاسگاه ، میگه بازداشتگاه؟؟؟؟
پ نه پ اونجا نشسته بودیم با رئیس پاسگاه از خاطرات رزمندگان در 8 سال دفاع مقدس و قمقمه حسین فهمیده صحبت میکردیم!


تو خیابون از یه دختره خوشم اومد بعد از کلی دردسر تونستم راضیش کنم بهم گفت حالا واقعا از من خوشت اومده ؟؟؟ پ نه پ شما در مقابل دوربین مخفی قرار دارید !!!!! 


رفتم تو کوچه دارم ماشین می شورم همسایه مون اومده میگه ااا ماشین می شوری
پ نه پ حوصله ام سر رفته دارم با ماشینم آب بازی می کنم!!


رفتیم رستوران گارسون اومده میگه چیزی میل دارین؟؟؟
گفتم پ نه پ غدامونو همین الان خوردیم گفتیم بیایم اینجا آروقشو بزنیم دور هم بخندیم!! 


رفتم واسه ثبت نام رانندگی زنه میگه واسه اموزش اومدین !؟؟!! گفتم پ نه پ پول میدم که منو سوار ماشینتون کنین بشینم رو پای راننده قان قان کنم !!!!


X.O.x.o * u khow u love me* AniiiiitA


ادامه ي عاشقانه ها
تاريخ چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390سـاعت 1 PM کي از شيطونـــي نوشته؟ ANAhitta *| |

X.O.x.o * u khow u love me* AniiiiitA

نظر چی شد ؟

۱ - حال بهم زن

۲ - حال خیلی بهم زن

۳ - مرتیکه ی .............

۴ - ....................(شئونات اسلامی را رعایت کنید )

تاريخ دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390سـاعت 7 PM کي از شيطونـــي نوشته؟ ANAhitta *| |

؟

 

تاريخ پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390سـاعت 0 AM کي از شيطونـــي نوشته؟ ANAhitta *| |

سلام دوسای گلم

دیروز ۱ جوک خیلی باحال شنیدم (منکه خوشم اومد ) الان میزارمش اینجا بعدش نوبت شماست جوک هر کس قشنگ تر

بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود

......اهان .بهش جایزه و کیک میدیم (جدی بگیرید)

اول خودم :

یکی ب رفیقش میگه شنیدم تو ظرف شستن ب زنت کمک میکنی زن ذلیل یارو میگه خوب چیه اونم تو لباس شستن بهم کمک میکنه

برابچ شما هم حتما جوکاتونو بزااااااااااااااااااااااااااااااااااارید

توجه توجه

(خسیس بازی یا بی حوصله بازی ممنوع)

 

X.O.xo         *U KhoW  U l0vE ME*   AniiiiitA    

                                                                      * LOVE U ALL *

 

تاريخ سه شنبه بیست و یکم تیر 1390سـاعت 2 PM کي از شيطونـــي نوشته؟ انیتا| |

ساعت: 19:48 توسط:daniyall

سلاااااااااااااااااام اجی اناهیتا
بگم جوابو ؟
نه نیگم
اااااااااااااااااا خو نمگیم دیگه
گیر دادی هااااااااا
باشه میگم بیا
.
.
.
.
.
بیا پایین تر تا بگم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
نیگممممممممممممممممممممممم
.
هه هه

باش باشه گیه نکن
..
شوخی بودن هاااااا
جوابش اینه


اگه کسی بخواد وارد باغ بشه باید به باغبانه بگه

اشکال ندارد وارد باغ شوم؟

افرین به خودددددددددددددم

------------------------------------------------------------------------

 

یوووووووووووووووووووووهوووووووووووووووووووووووو

هووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

داداش دانیال درست گفت افریییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییین

(البته اره جونه خودش باور نکنید )

جواب درست = اشکالی نداره وارد باغتون شم ؟ ب همین سادگی

حالا دانیال خداییش از کجا فهمیدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ما ک میدونیم تقلب کردی

شوخی کردم ب افتخار داداش دانیال

این کیکت

 

 

(شرمنده بقیشو ما خوردیم )

اینم از کادوت

افرررررررررررررررررررین(هر چند میدونیم تقلب کردی)

 

 

تاريخ جمعه دهم تیر 1390سـاعت 2 PM کي از شيطونـــي نوشته؟ انیتا| |

پنجشنبه 9 تیر1390 ساعت: 0:43 توسط:سارا
میشه در باغو ببندین تا من نیام داخل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ جواب؟

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پنجشنبه 9 تیر1390 ساعت: 11:48 توسط:ووروجک

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
چطورمطوری..؟حتما گفته میتونم واردباغ بشم یا نه؟یااینکه باغتون میوه داره
میتونم ازش میوه بچینم...

(کلی بهت خندیدم اجی اخه این چ ربطی داش؟  )

 

تاريخ پنجشنبه نهم تیر 1390سـاعت 4 PM کي از شيطونـــي نوشته؟ انیتا| |

AnIsA dOkHmAlI jOn